قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3198
تاريخ الفي ( فارسى )
پسر [ ش ] رزيك را به « عادل » ملقّب گردانيد و وزير و مدير امور عاضد باللّه ساخت . و از جمله وقايع اين سال محاربهء بنى خفاجه [ است ] با امير حاج ، [ امير ] ارغش ، و شحنهء حلّه ، امير قيصر ، كه هردو از غلامان خليفه المقتفى لامر اللّه بودند . و تفصيل اين مجمل آنكه بنى خفاجه آمده معتاد خود را از خر و غلّه از مردم حلّه و كوفه طلب داشتند و امير حاج ارغش مانع آمد و نگذاشت كه به ايشان چيزى بدهند . همچنين قيصر ، شحنهء حلّه ، نگذاشت كه كسى به بنى خفاجه چيزى دهد . بنابراين ، عربان بنى خفاجه ، گرسنه ، شروع در تاخت و تاراج سواد كوفه و حلّه نمودند و بسيار ديهها خراب كردند . و چون قيصر شحنه و امير ارغش بر اين حال اطّلاع يافتند با لشكرى فراوان اتّفاق نموده به عزم جنگ بنى خفاجه بيرون آمدند . بنى خفاجه چون خبر توجه ايشان يافتند ، آبادانى را گذاشته ، از روى غرور هرچه تمامتر در عقب ايشان راندند . تا آنكه در منزل بچول و بيابان درآمدند . « 1 » و چون به موضع رحبة الشام « 2 » رسيدند ، بنى خفاجه كس نزد ايشان فرستاده پيغام دادند كه « اين چه بىانصافى است كه شما پيش گرفتهايد ؟ ما به شير شتر و خرماى پوسيده راضى شديم ، شما آن را نيز از ما منع مىكنيد . » القصّه امير ارغش و قيصر شحنه همچنان در مقام كشتن و گرفتن ايشان به جدّ بودند و اين پيغام را بر ضعف و بىقوّتى ايشان حمل مىنمودند . تا آنكه بنى خفاجه جمعى كثير را از عقب ايشان فرستادند كه ميانهء ايشان و اردوى ايشان حايل شوند . چون آن جماعت به عقب ايشان رسيدند از اينجانب بنى خفاجه برگشته به هيئت مجموعى بر ايشان حمله آورده شروع در جنگ كردند و در اندك زمانى سپاه امير ارغش و قيصر شحنه روى به گريز نهادند و قيصر شحنه در معركه به قتل رسيد و امير ارغش مجروح بيرون آمد . « 3 » و بنى خفاجه تمام اردوى و اسباب ايشان را تاراج كردند . و از سپاه عراق جمعى معدود بيرون رفتند و باقى همه كشته شدند يا در آن صحرا از تشنگى مردند . و چون اين خبر به بغداد رسيد ، وزير عون الدّين بن هبيره با لشكرى [ 111 الف ] فراوان به عزم انتقام بنى خفاجه بيرون آمد . و خفاجه از راهبر به جانب بصره رفتند و عون الدّين لشكرش پارهاى در آن صحراها كشته گشته باز به بغداد آمد . بعد از آن بنى خفاجه جماعتى نزد خليفه فرستاده معذرت خواستند . [ خليفه ] چون طاقت مقاومت ايشان نداشت ، بالضّروره عذر ايشان را قبول نمود تا از شرّ ايشان رعايا در مهد امن و امان باشند . و از جمله وقايع اين سال كشته شدن والى مكّه ، قاسم بن قليبه « 4 » بن قاسم بن ابى هاشم « 5 »
--> ( 1 ) . متن مفهوم نشد . احتمالا منظور اين باشد كه بنى خفاجه روى به چول ( - صحرا ) و بيابان گذاشتند ! ( 2 ) . ناحيهاى نزديك به وادى القرى . ( 3 ) . و به شيخ رحبه پناهنده شد . ( 4 ) . م : قتيبه ؛ ق : فيلته . ( 5 ) . الكامل : ابى هاشم علوى حسنى .